فورانگرهای گاما بین نسبیت و کوانتوم داوری میکنند
گروه توانست از این مشاهدات برای اندازه گیری انتقال به سرخ این فورانگر استفاده کند. در این روش که انتقال دوپلری خوانده میشود، پرتوهای دریافتی جسمی که با سرعت دور میشود، طولموجی بلندتر از نور گسیلشده در منبع پیدا خواهند کرد و برعکس، پرتوهای دریافتی از منبع نورانی که به زمین نزدیکتر میشود، طولموجی کوتاهتر خواهد داشت. نور در زمانی که تا رسیدن به زمین طی میکند، کشیدهتر میشود، بهاین دلیل که جهان هم در حال گسترش است. این کشیدگی سبب میشود که نور در انتهای سرخ طیف الکترومغناطیس ظاهر شود.
از سوی دیگر، ادوین هابل هفتاد سال پیش نشان داد که رابطه مستقیمی بین سرعت دورشدن اجرام کیهانی و فاصلهشان از زمین وجود دارد: هر چه این انتقال به سرخ بیشتر باشد، فاصله بین زمین و منبع نور بیشتر است.
نور ساطع شده از GRB 090423 دارای انتقال به سرخ 8.2 بود! بدینمعنی که این نور از زمانی آمده که دنیا نه مرتبه از ابعاد فعلیاش کوچکتر بود. قبل از این کشف، دورترین فورانگر گامای رویت شده در انتقال سرخ 6.7 واقع شده بود.
به گفته سالواترا، این فورانگر گاما نه تنها یک رکوردشکن است، بلکه کار انجام شده بر روی آن نیز نشان میدهد که اخترشناسان میتوانند به طرز موثری از روی زمین، روزهای اولیه جهان را کاوش کنند. او میگوید: «ما از مدلهای خود میدانیم که این نوع چیزها باید وجود داشته باشنند. عضویت در گروهی که توانست چنین موضوعی را کشف کند، خیلی هیجانانگیز است».
این کشف دیگر افراد جامعه اخترشناسان را نیز هیجان زده کرده است. ادیسون لیانگ، اخترفیزیکدان در دانشگاه رایس در هیوستون تگزاس میگوید: «اینها کشفیات چشمگیری هستند و پنجره جدید و بیسابقهای را به روزهای ابتدای خلقت جهان میگشایند».
تنویر میافزاید: «ما اکنون در حال شروع تخمین زمانی هستیم که فکر میکنیم اولین کهکشانها در آن شکل گرفتهاند».
ولی پرتوهای گامای حاصل از این انفجار تنها به درد ثبت رکوردها و فرو نشاندن حس کنجکاوی اخترشناسان نمیخورند. شاید این پرتوها بتوانند به یافتن پاسخی برای یکی از بنیادیترین سوالات فیزیک که در نگاه اول غیر قابل حل میآید نیز کمک کنند: کوانتوم یا نسبیت؟
اخترشناسان با الهام از فورانگرهای گاما، پیشنهاد دادهاند با آزمایش انفجار پرانرژی مربوط به کهکشانی دور، ترکیب زمان و مکان را آزمایش کنند. این کار در بین تلاشهای انجام شده برای آزمایش «نظریه همه چیز» بهترین آزمایشی است که تاکنون پیشنهاد شده است.
در حال حاضر، دو نظریه متفاوت بر دنیای فیزیک حکمرانی میکند؛ نسبیت عام، جاذبه و حرکت اجسام بزرگ مانند سیارات، ستارگان و کهکشانها را تشریح میکند، در حالیکه مکانیک کوانتوم رفتار ذرات بسیار ریز مانند اتمها را در حوزه خود بهدقت پیشبینی میکند.
هر دو نظریه در تشریح دنیاهای متناظر خود خیلی خوب عمل میکنند، ولی به طور ریاضی با هم جمع نمیشوند. مشکل همانقدر بنیادی است که خود نظریهها: به گفته جیووانی آملینو کاملیا، که در دانشگاهRome La Sapienza در ایتالیا بر روی مباحث فیزیک نظری تحقیق میکند، این دو نظریه، زمان و مکان را به گونهای متفاوت از هم میبینند.
تفاوت این دو دنیا چیزی مانند تفاوت یک اقیانوس و یک ساحل است. نسبیت عام فضا- زمان را به صورت یک سیال پیوسته و پهناور میبیند، در حالی که مکانیک کوانتم به صورت مقدار بینهایتی از دانههای مجزای شن به آن نگاه میکند. یک روایت کوانتومی از جاذبه، آن را به صورت دانههایی از فضا- زمان تعریف میکند که اگر چنین چیزی وجود داشته باشد؛ باید بینهیت کوچک و به ابعادی در حد 10-35 متر باشد. در چنین ابعادی، تشخیص آنها با تجهیزات موجود بر روی زمین غیرممکن است.
ولی پرتوهای گاما احتمالا میتوانند تفاوت را بیان کنند. پرتوهای گاما پرانرژیترین فوتونهایی هستند که از فضا به زمین وارد میشود.
انرژیهای بالا با طولموجهای کوتاه متناظر هستند، و طولموج بعضی از پرتوهای گاما به اندازهای کم است که شاید آنها بتوانند بین فضا- زمان سیال و دانه شنی تمیز قایل شوند. اگر فضا- زمان دانهای باشد، ممکن است که پرتوهای گامای با طولموجهای کوتاهتر از روی دانهها بلغزند و شاید این کار، سبب شود که آنها اندکی آهستهتر از پرتوهای گامای با طولموج بلندتر حرکت کنند. آملینو کاملیا میگوید: «چیزی که شما نیاز دارید، واقعا یک مسابقه است».
این تاخیر زیادی است، ولی به اعتقاد جاناتان گرانوت، از اعضای گروه تلسکوپ فرمی در دانشگاه هارتفوردشایر در انگلستان، آنقدر نیست که بتوان از آن به عنوان دلیلی بر صحت نظریه کوانتومی جاذبه استفاده کرد. به عبارت دیگر، در حال حاضر، فضا- زمان بیشتر سیال است تا دانه دانه.
گرانوت میگوید اینکه این مسابقه تنها به اثبات نظریههای موجود ختم شد، کمی ناامید شده است: «اگر ما میتوانستیم چنین تاثیری را پیدا کنیم، این یافته ارزش یک جایزه نوبل را داشت. ولی هر آزمایشی از نظریههای پیچیده مربوط به جاذبه کوانتومی میتواند بینهایت مفید باشد. فیزیک بنیادی خیلی از مشاهدات فاصله میگیرد. این حقیقت که ما میتوانیم بعضی از مدلها را به طور چشمگیری محدود کنیم، خیلی خوب است».
نتیجه آن به این معنی نیست که تلاشها برای یکی کردن جاذبه با مکانیک کوانتوم غلط است. به گفته لی اسمولین، فیزیکدان نظری در Perimeter Institute در واترلوی انتاریو در کشور کانادا، هنوز خیلی از ویرایشهای تحلیل کوانتومی از جاذبه وجود دارند که سرعت نور را در انفجارهای اخیر تغییر نمیدهند. او میگوید با این حال، این مقاله، «بهترین آزمایشی است که تا کنون در مورد یک نظریه عام در مورد فضا- زمان کوانتوم انجام گرفته است».
آزمایشها و سنجشهای بیشتر در سالهای پیش رو میتواند نظریهپردازان را در تلاشهای خود برای وارد کردن جاذبه در مکانیک کوانتوم یاری کند. آملینو کاملیا میگوید: «تحقیق بر روی ساختار فضا- زمان که برای جاذبه کوانتوم خیلی مهم است، تازه شروع شده است»

آنان كه سامان و پويندگي در كيهان را دروغ مي پندارند، همواره در انديشه كين خواهي و حمله به جهان پيرامون خويش هستند؛ زندگي خود و نزديكانشان را تباه مي سازند و سرانجام در برآيندي بزرگتر از هستي ناپديد مي شوند