Galileo Galilei, Telescope 

Galileo Galilei (1564-1642)
Telescope, Florence, ca. 1610
Florence, Istituto e Museo di Storia della Scienza, inv. 2428

Exploded replica of Galileo’s telescope 

Exploded replica of Galileo's telescope
J. and R. Morris

This replica illustrates the structure and composition of all the parts of Galileo's telescope, from the tube made of wooden staves held together by glue and black cloth, to the lens and diaphragm housings

This is one of two original Galileo telescopes that have come down to us. This one is dedicated to Grand Duke Cosimo II de' Medici. It has a magnifying power of 20x.

 

Galileo Galilei, Objective lens 

Galileo Galilei (1564-1642)
Objective lens, Padua, late 1609
Florence, Istituto e Museo di Storia della Scienza, inv. 2429

This is the objective lens of the telescope with which Galileo conducted his first campaign of celestial discoveries. He donated the lens to Grand Duke Cosimo II, who had it set in this solemn trophy and put it on display in the Uffizi Gallery. The lens was accidentally dropped in the 17th century.

Evangelista Torricelli, Telescope 

Evangelista Torricelli (1608-1647)
Telescope, Florence, 1647
Florence, Istituto e Museo di Storia della Scienza, inv. 2554

Despite the outstandingly high quality that Torricelli achieved in the manufacture of lenses, the lens in this telescope he made has the bubbles and imperfections typical of 17th century glass.

Evangelista Torricelli, Objective lens 

Evangelista Torricelli (1608-1647)
Objective lens, Florence, 1646
Florence, Istituto e Museo di Storia della Scienza, inv. 2571

This objective lens, very large for the period, has a focal length of approximately 6 metres. It is signed and dated.

 

 



تاريخ : جمعه چهاردهم اسفند 1388 | 14:43 | نویسنده : S.H |
Galileo Galilei, Letter to Belisario Vinta 

Galileo Galilei (1564-1642)
Letter to Belisario Vinta, Padua, July 1610
Florence, Biblioteca Nazionale Centrale, Ms. Gal. 86, f. 42r

Galileo informs the Secretary of State of the Grand Duchy of Tuscany that, thanks to his telescope, he has discovered that Saturn comprises three bodies. He provides a rough outline sketch of the planet's three-bodied aspect

Galileo Galilei, Sidereus Nuncius
Galileo Galilei (1564-1642)
Sidereus Nuncius, Venice, 1610
Florence, Biblioteca Nazionale Centrale, Post. 110, pp. 8-9

This is the work that apprised the world of the extraordinary celestial discoveries Galileo was able to make thanks to the telescope. He dedicated his most extraordinary discovery, Jupiter's four moons, to the House of Medici by calling them "medicea siderea" or "Medici stars". The small book also caused a sensation on account of the engravings it contained showing the Moon's uneven surface.

 

Galileo Galilei, Il Saggiatore

Galileo Galilei (1564-1642)
Il Saggiatore, Rome, 1623
Florence, Biblioteca Nazionale Centrale, Magl. 3.2.406, p. 217

In this work Galileo interprets the comets as vapour rising from the Earth and condensating in cosmic space. He also adds an engraving depicting the phases of Venus and the planet's considerable variation in size when observed from Earth, as it moves through its cycle

 

Galileo Galilei, Drawings of the sunspots

Galileo Galilei (1564-1642)
Drawings of the sunspots, ca. 1612
Florence, Biblioteca Nazionale Centrale, Ms. Gal. 57, f. 69r

Using a brilliant projecting device, the so-called helioscope, Galileo managed to draw the sunspots with almost photographic accuracy, yet without risking damaging his eyesight through direct observation of the Sun's disc

 

Galileo Galilei, Istoria e dimostrazioni intorno alle macchie solari

Galileo Galilei (1564-1642)

Istoria e dimostrazioni intorno alle macchie solari, Rome, 1613
Florence, Biblioteca Nazionale Centrale, Post. 155, pp. 94-95

These letters announce his discovery of dark spots on the Sun's surface. Galileo used his observation of the sunspots to prove that the Sun rotates on its own axis. The work contains numerous engravings showing the positions of the sunspots.

 



تاريخ : جمعه چهاردهم اسفند 1388 | 14:32 | نویسنده : S.H |

مي دانيم اثبات گردش زمين به دور خورشيد که ناقض نظريه «زمين مرکزي» پيشينيان بوده، به «يوهانس کپلر» (سده هفدهم ميلادي) منسوب است. اما پيش از او «گاليله» و «کپرنيک» (هر دو در سده شانزدهم) به فرضيه خورشيد مرکزي اعتقاد داشتند، اما موفق به اثبات آن نمي شوند. در نتيجه افتخار اثبات رياضي اين پديده از آن «کپلر» است. «کپرنيک» در کتاب «درباره گردش افلاک آسماني» صادقانه بيان مي کند که تحت تاثير افکار «ابن شاطر» قرار داشته است.منابع موجود ايراني نشان دهنده اين است که هر چند ايرانيان موفق به اثبات حرکت زمين نشده بودند (يا دست کم منابعي در اين زمينه در اختيار ما نيست)؛ اما گروهي از دانشمندان ايراني بر چنين نظريه يي اعتقاد داشته اند که

 در واقع خورشيد ثابت بوده و زمين بر گرد آن در چرخش است. يکي از شواهد مکتوب، کتاب «اعلاق النفيسه» نوشته «ابن رسته اصفهاني» (قرن سوم هجري/ نهم ميلادي) است که تنها يک جلد از هفت جلد آن باقي مانده است. (اين کتاب با ترجمه دکتر «حسين قره چانلو» توسط انتشارات اميرکبير و همچنين توسط «کراچوفسکي» و ديگران به زبان هاي ديگر منتشر شده است.) «ابن رسته»، هفتصد سال پيش از «کپرنيک» مجموعه يي از نظريه هاي دانشمندان ايراني را گرد آورده است که برخي از آنان قائل بر يک يا دو حرکت وضعي و انتقالي زمين بوده اند.

«زمين در هر شبانه روز، يک بار به دور قطب خود مي گردد که از مشرق آغاز و ظرف 24 ساعت با گذشتن از آن سوي زمين به همانجا مي رسد.» (ص 17) «گردشي که از ستارگان به نظر مي رسد، در واقع حرکت زمين است، نه فلک خورشي.» (ص 33)

«ابوريحان بيروني» نيز در کتاب «قانون مسعودي» به معرفي دانشمندي به نام «عبدالجليل سجزي» (سيستاني) مي پردازد که به نظريه گردش زمين به دور خورشيد اعتقاد دارد و بر همين پايه اسطرلابي معروف به «زورقي» (شناور/ گردان) ساخته است. «بيروني» شرح مي دهد که «رد نظريه سجزي کار ساده يي نيست». (قانون مسعودي، متن عربي، به کوشش «عبدالکريم الجندي»، بيروت، 2002 ميلادي، جلد دوم، فصل ششم، ص 142. موجب تاسف است که اين کتاب مهم بيروني هيچ گاه در ايران ترجمه و نشر نشده است.) «بيروني» همچنين ششصد سال پيش از «کپلر» به صراحت مدار حرکت سيارگان را نه دايره کامل، بلکه «بيضوي» دانسته است. (همان، ص 148) هرچند «بيروني» به اثبات رياضي اين ادعا نمي پردازد اما وجود چنين باوري مي تواند جالب توجه باشد.

اما صدها سال پيش از «بيروني»، «سجزي» و «ابن رسته»، يعني در دوره ساساني، گروهي از سيستانيان پيرو آيين ميترا (احتمالاً به دليل سختگيري هاي موبدان ساساني) به سرزمين هاي پيرامون رود سند (هند آن روز و پاکستان امروز) مهاجرت مي کنند که در بين آنان ستاره شناسي به نام «ورازمهر» (در هندي «وراه ميهر») بوده است. «سيتارام» دانشمند هندي نقل کرده است که اين گروه را در هند با نام «شکاديپي» (منسوب به سکا/ سيستان) مي شناخته اند و کتاب نجومي معروف «سيدهانتا» که عموماً اثر هنديان شناخته مي شود، در اصل نوشته «ورازمهر» سيستاني بوده است. «ورازمهر» در اين کتاب شواهد و دلايلي عرضه مي دارد که به موجب آنها نتيجه مي گيرد «زمين متحرک و آسمان ثابت است». نظريه «ورازمهر» در همان هنگام مورد نقد و بررسي هاي علمي واقع شده و نمونه يي از آن مباحثات او و «براهماگوپتا» است. (براي آگاهي بيشتر نگاه کنيد به les Penseurs de Islam نوشته Baron carra de vaux؛ تاريخ علم در ايران، دکتر «مهدي فرشاد»، انتشارات اميرکبير، جلد اول، 1365، سهم ارزشمند ايران در فرهنگ جهان، «عبدالحميد نير نوري»، انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، جلد دوم، 1377 و مقاله Iranian Influence on Indian Culture نوشته  K.N Sitaram در نشريه انستيتو کاما.)

در پايان به اين نکته نيز بايد اشاره کرد که کتاب اعلاق النفيسه «ابن رسته اصفهاني» از بسياري جهات ديگر نيز ارزشمند است. او نقل مي کند نخستين کسي که «عربي» نوشت، آن خط را از مردمان شهر «انبار» که در «دل ايرانشهر» واقع بود، فرا گرفته بود. او محدوده خليج فارس را نه تنها خليج فعلي، بلکه همراه با درياي عمان مي داند؛ «اول خليج فارس در مصب دجله و آخر آن، مکران است در اول هند». او همچنين روايت هايي به نقل از دانشمندان زمان خود در اندازه جرم، قطر و فاصله خورشيد، ماه و سيارگان از زمين را مي آورد که برخي از آنها با دانش امروزي برابري مي کند.


تاريخ : جمعه چهاردهم اسفند 1388 | 14:25 | نویسنده : S.H |

خورشيد ما كمي بيش از چهار و نيم ميليارد سال پيش تشكيل شده است. خورشيد ما نيز مثل هر ستاره ديگري در جهان به شكل توده در هم پيچيده اي از ابرهاي گازي كه عمدتا از هيدروژن و هليم تشكيل شده بود به وجود آمده اما خرده ريزه هايي كه از انفجار ساير ستاره ها باقي مانده بودند، غبارهاي بسيار ريز كيهاني كه از عناصر سنگين تر همانند كربن، اكسيژن، آلومينيوم، كلسيم و آهن تشكيل شده بودند، نيز در سرتاسر اين ابرها پراكنده بودند. اين ذرات گرد و غبار كه حتي از ذرات غباري كه لبه پنجره مي نشيند،

كوچك تر است، به عنوان نقاط تجمع در سحابي خورشيدي عمل مي كند. ساير موارد از جمله يخ، دي اكسيد كربن منجمد، دور اين نقاط گردهم مي آيند و بدين ترتيب اين ذرات كم كم بزرگ و بزرگ تر شده و به اجرامي به اندازه يك دانه شن، يك صخره و نهايتا يك تخته سنگ تبديل مي شوند. طي چند ميليون سال، تريليون ها تريليون قطعه يخي، سنگ ريزه و اجرام فلزي در اطراف خورشيد جوان گردهم مي آيند. طي ربع ميليارد سال بعد بسياري از اين اجسام در يكديگر ادغام شده و بدين شكل سيارات بزرگ ، اقمار، سيارك ها و اجرام موجود در كمربند كوئيپر به وجود مي آيند. (براي كسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به مقاله tightening our kuiperbelt كه در شمار فوريه 2003 نشريه Natural History به چاپ رسيده است مراجعه كنيد.) اجرام كوچكتري كه حول خورشيد در حال چرخشند، طي مدت هاي طولاني كه از تشكيل آنها گذشته است، چندان تغيير نكرده اند.
بعضي وقت ها يكي از اين قطعات سرگردان كه باقيمانده هاي تشكيل سيارات محسوب مي شوند با سطح زمين برخورد مي كنند. هنگامي كه قطعات با زمين برخورد كنند، شهاب سنگ ناميده مي شوند. مجموعه داران شهاب سنگ ها را برحسب ميزان جلب توجهشان قيمت گذاري مي كنند، اما اخترشناسان اين اجرام را با توجه به تاريخ شان ارزش گذاري مي كنند. همانطور كه سنگواره هاي گياهان و جانوران، داستان حيات در زمين را ثبت مي كنند، اين اجرام نيز داستان منظومه شمسي را در سال هاي اوليه آن ثبت كرده اند. بعضي اوقات نيز اين امكان وجود دارد كه از آنها براي بررسي تاريخ شكل گيري منظومه شمسي استفاده كنيم. در تحقيقات جديد كه توسط شوگوتاچيبانا (Shogo Tachibana) و گري هاس (gary Houss) در دانشگاه ايالتي آريزونا انجام شده است نيز دقيقا همين كار صورت گرفته است؛ يعني آنها با بررسي آهن راديواكتيو - يا به عبارت بهتر - تحقيق روي دوتا از قديمي ترين شهاب سنگ هاي شناخته شده، توانستند گام ديگري به شناخت حوادثي كه به تولد خورشيد منجر شد، بردارند. آهن موجود در زمين راديواكتيو نيست، يا حداقل در حال حاضر راديواكتيو نيست. بيش از 90 درصد آهني كه در زندگي روزمره با آنها سروكار داريم، از جمله آهني كه در ساختمان ها به كار مي رود يا آهن موجود در كلم بروكسل و خون، حاوي 26 پروتون و 30 نوترون است. ساير اتم هاي آهن نيز حاوي 28، 31 يا 32 نوترون است. انواع مختلف يك عنصر كه ايزوتوپ ناميده مي شوند، توسط اختلافي كه در تعداد نوترون هاي هسته آنها وجود دارد، از يكديگر متمايز مي شوند، اما براي نامگذاري آنها مجموع تعداد نوترون ها و پروتون هاي هسته ذكر مي شود؛ بنابراين انواع مختلف آهن به صورت آهن 56 يا آهن 58 و غيره نامگذاري مي شود.
تمام اين ايزوتوپ هاي آهن از لحاظ راديواكتيوي پايدارند. ايزوتوپ هاي ديگري نيز از آهن وجود دارند اما پايدار نيستند. طي زمان اتم هاي سازنده ايزوتوپ هاي ناپايدار به طور خودبه خود ذرات زير اتمي را از هسته خود منتشر مي كنند. اين فرآيند (كه تلاشي هسته اي ناميده مي شود) باعث تغيير در تعداد پروتون ها و نوترون هاي موجود در هسته مي شود و بدين ترتيب يك ايزوتوپ به ايزوتوپ ديگر يا حتي به عنصر متفاوت ديگري تبديل مي شود. در نهايت نيز ايزوتوپ ناپايدار مورد نظر از بين مي رود. از سرعت تلاشي راديواكتيو مي توان به عنوان ساعتي براي تعيين زمان حوادث مهمي كه در تاريخ زمين يا منظومه شمسي روي داده است، استفاده كرد. حداقل به طور نظري، مي توان به اندازه گيري نسبت ايزوتوپ هاي راديواكتيو ويژه به محصولات پايداري كه طي تلاشي بعضي عناصر به وجود مي آيد، دريافت كه از زماني كه جسم آخرين بار از گونه هاي راديو اكتيو غني شده است، چه مدت زماني مي گذرد با توجه به اين نكته كه هركدام از ايزوتوپ هاي راديواكتيو با سرعت ثابتي كه ويژه آن ايزوتوپ است، تجزيه مي شود، سرعت تجزيه را مي توان بر حسب مفهوم «نيمه عمر بيان كرد. نيمه عمر نشان دهنده مدت زماني است كه طول مي كشد يك ايزوتوپ ويژه تجزيه شده و به ايزوتوپ پايدارتر خود تبديل شود. اندازه گيري هايي كه با استفاده از ايزوتوپ هاي با عمر كوتاه همانند كربن 14 كه داراي نيمه عمر حدود 700/5 سال است، مي تواند تاريخ آثار تمدن هاي اوليه بشري را كه در تحقيقات باستانشناسي به دست مي آيد، نشان دهد.
اما اندازه گيري هاي صورت گرفته توسط ايزوتوپ هاي با نيمه عمر طولاني تر، همانند اورانيم 238 كه نيمه عمري حدود 5/4 ميليارد سال دارد مي توانند تاريخ تشكيل صخره ها، سيارات و ستارگان را بيان كنند. آهن 60 كه ايزوتوپ راديواكتيو با نيمه عمر حدودا 5/1 ميليون سال است طي انفجارهايي كه در ستارگان بسيار سنگين يا ابر نواختر (Supernova) روي مي دهد، به وجود مي آيد. از آنجايي كه منشا اين ايزوتوپ منحصر به فرد است، مي توان از اين خاصيت مفيد براي درك رويدادهاي كيهاني استفاده كرد. تاجيبانا و هاس نسبت ايزوتوپي حدود ده نمونه كوچك كه از دو شهاب سنگ قديمي تهيه شده بود را اندازه گيري كردند. اين دو جرم كه به خاطر مكاني كه در آن يافت شده اند، بيشانبور و كريمكا ناميده مي شوند (اولي در هند و دومي در اوكراين به دست آمده اند) به دسته اي از اجرام تعلق دارند كه طي چند ميليون سال تولد خورشيد تشكيل شده اند. تمام آهن 60 موجود در دو نمونه شهاب سنگ مدت ها پيش از بين رفته و به كبالت 60 راديواكتيو تبديل شده است. كبالت 60 راديواكتيو هم به نوبه خود به اتم پايدار نيكل 60 تبديل شده است.
تاجيبانا و هاس با آزمايشاتي كه روي ذرات مواد معدني موجود در شهاب سنگ ها انجام دادند، دريافتند مقدار اضافي قابل توجهي از نيكل 60 در نمونه موجود است كه اين نكته نشان دهنده آن است كه آهن 60 زماني در اين نمونه ها وجود داشته است. اين محققين با استفاده از ساير عناصر و ايزوتوپ ها، به عنوان ساعت مرجع تاريخ آهن 60 را رديابي كرده و دريافتند كه در سحابي خورشيدي اوليه به ازاي هر يك ميليارد (109) اتم پايدار آهن 56 حدود 300 اتم آهن 60 داشت. شايد اين عدد بسيار كوچك به نظر برسد اما بايد گفت اين عدد ده برابر نسبت ايزوتوپ هايي است كه فعلا در گازهاي بين ستاره اي كهكشان راه شيري وجود دارد. اين مقدار اضافي از آهن 60 درابتداي تشكيل منظومه شمسي رازهاي زيادي در مورد منشا كهكشان ما بيان مي دارد.
اخترشناسان مي دانند كه خورشيد از ابرگازي شكلي حاصل شده است. علاوه بر آن مي دانيم كه عاملي باعث شده است تا اين توده ابر به چنان چگالي براني برسد كه به تشكيل خورشيد منجر شده است. اما پرسش اين است كه آن حادثه اوليه چه بوده است؟ طبق مدلي كه پيش از اين ارائه شده است، امواج انفجار ناشي از ابر نواخترها مظنون اصلي اين رويداد است. ميزان آهن 60 موجود در اين دو شهاب سنگ قديمي دلايل جديدي در تأييد اين نظر فراهم مي كند. احتمالا لايه هاي در حال انبساط مواد ستاره اي كه حاوي اتم هاي آهن 60 حاصل از انفجار ابر نواخترها بودند، هسته هاي اوليه ابرهاي خورشيدي را تشكيل دادند و به همين دليل حاوي اين ساعت هاي آهن راديواكتيو هستند. در همان زمان، نيروي اوليه لازم براي تشكيل خورشيد منظومه شمسي و نهايتا زمين فراهم شده است.



تاريخ : جمعه چهاردهم اسفند 1388 | 14:24 | نویسنده : S.H |

برای رسیدن به جواب معمای سن جهان در مدل بیگ بنگ ابتدا لازم است تا تصویری ساده از بیگ بنگ در ذهن بسازیم.اما از آنرو که ما شانس دیدن لحظه تولد جهان را از دست داده ایم برای تصور بیگ بنگ اجبارا توجه میکنیم به یک انفجار کوچک مانند انفجار یک بمب.با این فرض که بیگ بنگ هم ساختاری همچون انفجارهای دیگر داشته است.همانطور که میدانید اگر از جای امنی به انفجار یک بمب نگاه کنیم ابتدا نور آنرا میبینیم سپس صدای آنرا میشنویم و بعد ذرات گرد و غبار و

 به دنبال آن اجسام بزرگتر به طرف ما می آیند.با توجه به این مراحل میتوانیم بگوییم هر انفجار دارای ساختاری لایه لایه است.مانند شکل زیر و مشخص میشود لایه اول یعنی لایه A که از جنس نور است برابربا لحظه تولد آن انفجار می باشد.ولی آخرین لایه یعنی لایه B برابر با لحظه مرگ انفجار است چون بعد از آن اجزا انفجار   انرژی جنبشی خود را از دست می دهند و ساکن میشوند. 

حال از آنجا که دلیلی نیست که اثبات کند بیگ بنگ متفاوت از این انفجار بوده ما بیگ بنگ را هم با ساختاری لایه لایه تصور میکنیم.یعنی بیگ بنگ هم دارای لایه ای از نور در زمان تولد بوده و لایه ای مانند لایه B در لحظه مرگ خواهد داشت.و میتوانیم استدلال کنیم که بین این دو لایه هستیم.چون از طرفی آثار لایه A و لحظه تولد جهان یعنی اشعه کیهانی را مشاهده میکنیم پس خارج از لایه نورانی A نیستیم .از طرف دیگر اجزا بیگ بنگ یعنی فضا و کهکشانها را هنوز در حال انبساط میبینیم.پس درون لایه B و نقطه مرگ بیگ بنگ نشده ایم.پس نتیجه میگیریم بیگ بنگ انفجاری بوده که هنوز ادامه دارد و ما درون آن جایی بین تولد(لایه A) و مرگ(لایه B )آن هستیم وجایگاه خودمان را با زمان حال مشخص میکنیم.حال توجه کنید.اینکه مشخص است بیگ بنگ انفجاری بوده که هنوز ادامه داردیعنی اینکه بیگ بنگ متعلق به زمان حال است.اما ما عادت داریم همه چیز را نسبت به خودمان و چیزهایی که در زمینه خودمان میشناسیم مانند سال و ماه زمینی بسنجیم.چون برایمان قابل درک تر است.پس برای تصور جایگاه خودمان(زمان حال)بین لایه AوB (تولد و مرگ چهان)میتوانیم بگوییم لایه هایی که از ما عبور کرده مانند لایه A نسبت به ما زمان گذشته است و لایه ها و اتفاقاتی که در ما و اطراف ما در حال وقوع است زمان حال است.و چون بیگ بنگ فعلا فاقد لایه B و لحظه مرگ است این زمان حال را لایه ای بسیار بسیار نزدیک به مرکز بیگ بنگ تصور میکنیم.اما آینده نقطه ای در مرکز بیگ بنگ خواهد بود که لایه های متعلق به آینده از درون آن بیرون خواهند آمد.حال شما میدانید ورود بیش از اندازه به این موضوعات میتواند موضوع مقاله یعنی محاسبه سن جهان برای عموم را پیچیده و به درازا بکشاند که لزومی ندارد.

همین اندازه کافیست چون با توجه به تصوری که از لایه های یک انفجار بدست آوردیم حال میدانیم طول عمریک انفجار برابر با فاصله لایهAوB است و سن جهان برابر با فاصله لایهAوC میباشد و توجه به این مطلب راه جدیدی برای محاسه سن جهان به ما میدهد.همانطور که میدانیم  روش معمول محاسبه سن جهان تقسیم مسافت طی کرده کهکشانها بر سرعت دور شدنشان از هم است.اما در این مقاله با محاسبه فاصله لایهA(لحظه تولد)از لایه c(زمان حال)به عدد سن جهان خواهیم رسید و برای اینکار با توجه به قانون حاکم بر انبساط جهان از اختلاف سطح انرژی جنبشی جهان در لحظه  تولد و زمان حال استفاده میکنیم .ولی ابتدا باید انرژی جهان در این دو لحظه را بدست آوریم.

 با توجه به تصویر لایه های یک انفجار که در بالا ارائه شدخیلی زود نتیجه میگیریم که انرزی جنبشی جهان در لحظه تولد برابر بوده با سرعت نور چون مشخص شد لحظه تولد در هر انفجار برابر است با لایه A و این لایه از جنس نور است و سرعت نور300000 کیلومتر بر ثانیه است.اما انرژی جنبشی جهان در زمان حال همان سرعت انبساط جهان در قسمت معین شده ای از فضا فرضا یک مگا پارسک است که دانشمندان اعداد مختلفی کمتر از 100 برای آن بدست آورده انداما سرعت 50 کیلومتر بر ثانیه در یک مگا پارسک میانگین مناسبی برای آن است.به این ترتیب میتوان گفت جهانی داریم که در لبه ها و زمان تولد سرعتی برابر با 300000 کیلومتر بر ثانیه داشته اما حال 50 کیلومتر بر ثانیه در مگا پارسک .به زبان ساده باید گفت سرعت انبساط جهان وقتی به اندازه یک مگا پارسک بوده 300000 کیلومتر بر ثانیه بوده اما حال 50 کیلومتر است.

حال با توجه به قانون حاکم بر انبساط جهان که میگوید فاصله که دو برابر شود سرعت انبساط هم دو برابر میشودو دانستن سطح انرژی جهان در لحظه تولد و زمان حال تنها کاری که برای محاسبه سن جهان باقی می مانداین است که یک مگا پارسک را چندین بار در دو ضرب کنیم تا سرعت انبساط در مجموع آنها 300000 کیلومتر(انرژی لحظه تولد)شود به شکل ساده تر عدد 300000 را تقسیم بر 50 (سرعت انبساط در یک مگا پارسک)میکنیم.                                                     

 جواب میشود 6000 مگا پارسک که فاصله مکانی لایه C (زمان حال)از لایه A(لحظه تولد)است.سپس 6000 مگا پارسک را با ضرب کردن در عدد 3.26 میلیون(طول یک مگا پارسک به سال نوری)به فاصله زمانی تبدیل میکنیم که جواب عدد19560000000سال نوری بدست می آید.این سن جهان است.و ما میتوانیم تولد جهان را در این سن جشن بگیریم اگر شمع کم نیاوریم.کار ما مانند این است که فاصله لایه A و لایه C را با خط کشی به اندازه یک مگا پارسک اندازه بگیریم.سپس این فاصله را به سال نوری تبدیل کنیم.

موضوعات قابل توجه:

1-در صورت کافی نبودن توضیحات در مقاله بالا میتوانم توضیحات مفید و کاملتری در اختیار شما قرار دهم.

2-عدد سن جهان فاصله زمانی لحظه تولد تا زمان حال جهان است اما بسته به تصورات مختلف ما از جهان میتواند شعاع، قطر یا محیط جهان هم باشد.با این وجود تصورات مختلف ما راجع با نحوه انبساط و تغییر سرعت آن در طول زمان در اثر نیروی جاذبه،همگن یا نا همگن بودن جهان، بودن یا نبودن مرکزی واحد در جهان و موضوعات دیگر از این نوع تاثیری بر محاسه سن جهان با این روش ندارد.

3-برای اندازه گیری سرعت انبساط فضا در زمان حال مهم نیست فضای مورد آزمایش حتما یک مگا پارسک باشدمیشود این مقداررا کمتر یا بیشتر از یک مگا پارسک انتخاب کرد.اما عددی که به عنوان سرعت انبساط جهان در این تکه از فضا بدست می آوریم در محاسبه سن جهان بسیار مهم است.

4-محاسبه  سن جهان با استفاده از اختلاف سطح انرژی در زمان حال و لحظه تولد ممکن است مانند محاسبه سن خودمان با استفاده از سطح نیرویمان در زمان حال و لحظه تولدمان بنظر برسداز اینرو در نگاه اول برای بعضیها عجیب است.اما اگر قانون حاکم بر انبساط جهان را خوب درک کنیم خواهیم دید این روش درستترین و مطمئنترین روش برای محاسبه سن جهان است.و قانون حاکم بر انبساط درستی و کارآمدی این روش را توضیح و اثبات میکند و ما در مقاله بعد که مکمل این مقاله و پلی از موضوع سن جهان به "نظریه آخر" خواهد بودبیشتر به این قانون خواهیم پرداخت.

 5-ما دراین مقاله به محاسبه سن جهان پرداختیم و آنرا به سال زمینی محاسبه کردیم.ولی آیا این درست است که ما جهان را با چیزهایی که بین خودمان به عنوان سال قرار داد کرده ایم محاسبه کنیم.جواب خیر است.محاسبه سن جهان به سال و ماه زمینی موضوعی است که همه ما آنرا میفهمیم.اما حقیقت نیست. سن حقیقی جهان عددی عجیب و غیر منتظره است.که دانستن آن نیاز به درک درست ماهیت زمان و مکان و حقیقت کامل جهان دارد و درک این چیزها نیازمند شناخت "نظریه آخر" است.

dezsky.blogfa.com



تاريخ : جمعه چهاردهم اسفند 1388 | 14:22 | نویسنده : S.H |

برای مثال با جستجویی ساده درآثار تاریخی به داستان ها و افسانه های بسیاری در مورد صورت فلکی جبار دست خواهید یافت که به دوران سامری ها ، روم باستان و بسیاری تمدن های دیگر باز می گردد . در این مقاله سعی میشود تا ضمن بررسی تاریخچه نامگذاری ستاره ها به روشهای نامگذاری و قواعد مرتبت با آن بپردازیم .نام برخی از ستارگان از کجا آمده است ؟ با مراجعه به کتاب ها ومنابع نجومی به نام هایی برای ستارگان برمی خوریم که در هیچ یک از قواعد نامگذاری ستارگان نمی گنجد نام بسیاری از ستاره ها به نحوی با نام صورت فلکی خود در ارتباط است. برای مثال Deneb به معنی “دم” همان ستاره ای است که در قسمت انتهایی و دم صورت فلکی قو یا دجاجه قرار دارد . گاهی نیز نام ستارگان بر اساس ویژگی خود آن ستاره می باشد و هیچ ارتباطی با نام صورت فلکی خود ندارد . برای مثال سیروس به معنی داغ و سوزان می باشد . با این ترتیب این نام ، لایق درخشان ترین ستاره آسمان می باشد و در عین حال هیچ نشانی از نام صورت فلکی خود (کلب اکبر ) در آن موجود نمی باشد .

 

به ندرت نام های شگفت انگیز در میان نام ها یافت میشود که در آنها نه نشانی از ارتباط با صورت فلکی هست و نه ارتباطی با ویژگی خود آن ستاره . برای مثال در صورت فلکی خرگوش ستاره ای وجود دارد که از گذشته به نام Nihal خوانده می شده است . ترجمه این کلمه را میدانید ؟ Nihal در اصطلاح به معنی " شتر ها عطش و تشنگی خود را رفع میکنند" است . به نظر شما دلیل این نامگذاری چیست ؟

نام برخی از ستارگان عربی است و معمولا با استفاده از حرف تعریف "ال" که در جلوی آنها می آید شناخته میشوند مانند Algol(که دارای ریشه فارسی است!)

بسیار از این نام ها در زمان های مختلف به شکل های گوناگون آمده اند و گاهی "ال " از این نام های حذف شده است مانند همین ستاره Algol که در برهه ای از تاریخ با نام Ghoul خوانده شده است .

برخی دیگر از نام ها دارای ریشه های یونانی و لاتین و یا حتی چینی می باشند . در این میان گاه با نام های بر خواهیم خورد که دارای ریشه فارسی بوده ولی در شکل ظاهری آن هیچ نشانی از فارسی یافت نمی شود و عمدتا در میان نامهای عربی و یا لاتین دسته بندی می شوند .

در بخش اول این مقاله به بررسی سیستم های نامگداری می پردازیم که ویژه ستارگانی است که تنها با چشم غیر مسلح دیده می شوند .

بخش اول

سیستم نام گذاری بایر Bayer

در سال 1603 میلادی Johann Bayer (1572-1625) وکیل آلمانی که بسیار به نجوم علاقمند بود بر اساس اطلاعات و دیتا های منجم دانمارکی تیکو براهه Tycho Brahe (1546-1601) یکی از منسجم ترین اطلس های آسمان به نام Uranometria را تدوین کرد .

این اطلس حاوی 51 جدول می باشد که 48 جدول آن هرکدام به یکی از 48 صورت فلکی بطلمیوسی اختصاص یافته است و یک جدول به 12 صورت فلکی جدید که توسط 2 کاشف هلندی-آلمانی Pieter Dircksen Keyzer و Frederick de Houtman در نیکره جنوبی آسمان کشف شده بود اختصاص یافت 2 جدول دیگر نیز به تمامی بخش شمالی و جنوبی کره سماوی اختصاص داده شد .

بایر ستاره های هر صورت فلکی(تنها ستارگانی که با چشم برهنه دیده می شد ) را بر اساس میزان روشنایی یا قدر آنها دسته بندی کرد .سپس به هر یک از ستاره ها یکی از حروف کوچک یونانی را از آلفا تا امگا اختصاص داد .بعد از این 24 حرف به سراغ حروف کوچک لاتین رفت و هر یک از این حروف را به جز j و u (که ممکن بود با i و v اشتباه شود ) به هر یک از ستاره های باقیمانده نسبت داد .

سپس به عنوان پسوند نام صورت فلکی را پس از این حرف ذکر کرد . برای مثال نام درخشان ترین ستاره در صورت فلکی قنطورس alpha Centauri ذکر شد . در این دسته بندی ستارگان یک صورت فلکی که بسیار به هم نزدیک بودند و یا درخشندگی یکسانی داشتند نام یکسانی گرفتند . برای مثال در فهرست بایر 6 ستاره در قسمت گرز صورت فلکی جبار نام pi Orionis گرفتند که امروزه این 6 ستاره توسط منجمین با نام های π1- π6 Orionis تصحیح شده اند .

سیستم نام گذاری Flamsteed 

سیستم نامگداری بایر محدودیت هایی داشت . از آن جمله می توان به محدودیت در تعداد حروف یونانی و لاتین اشاره کرد . مشکلی که بیش از این مسئله به چشم می خورد ، دشواری بیش از حد در درجه بندی نور ستارگان کم نوری بود که با چشم برهنه به سختی دیده می شد و مقایسه و دسته بندی بر اساس میزان درخشنگی این ستاره ها را دشوار می ساخت .

John Flamsteed منجم درباری انگلیسی در نامه ای به انجمن منجمین سیستم نامگذاری بایر را به باد انتقاد گرفت و خواهان لغو آن شد. او در این نامه پیشنهاد کرد که به جای حروف کوچک یونانی و لاتین از شماره استفاده شود و به جای دسته بندی بر اساس روشنایی ستارگان یک صورت فلکی ، موقعیت ستاره در آن صورت فلکی از غرب تا شرق به عنوان معیار قرار گیرد . به این معنی که غربی ترین ستاره هر صورت فلکی با شماره 1 مشخص شود و اولین ستاره ای که در شرق این ستاره بیاید با شماره 2 مشخص شود و به همین ترتیب تا شرقی ترین ستاره آن صورت فلکی .

برای مثال غربی ترین ستاره صورت فلکی قنطورس با نام 1 قنطورس مشخص شد .

به این ترتیب می توان گفت که سیستم نامگذاری Flamsteed نسخه تصحیح شده ای از سیستم بایر بود .

انجمن منجمین این قاعده را پذیرفت با این حال سیستم نامگذاری بایر را نیز برای ستارگانی که با چشم به خوبی دیده می شد معتبر دانست .به همین دلیل بسیاری از ستارگان که با چشم برهنه دیده می شود نامهای متفاوتی دارد برای مثال Deneb و Alpha Cygniو 50 Cygni همگی نام های یک ستاره می باشند .

بخش دوم

نسل جدید قوانین نامگذاری ستارگان

با ورود دروبین های نجومی به عرصه ، نامگذاری ستارگان وارد مرحله جدیدی شد .دروبین های نجومی دنیایی نو از ستارگان را به منجمین معرفی کرد و نیاز به قاعده ای جدید برای نامگذاری هر لحظه بیشتر حس می شد . در همین موقع بود که انجمن منجمین و ستارشناسان تعداد انبوهی از کاتالوگ های نجومی را در مقابل خود یافتند که در آنها هر منجم بر اساس سلیقه خود به نامگذاری ستارگان پرداخته بود . گروهی ترتیب یافتن هر ستاره را معیار قرار داده بودند و گروهی مختصات و به خصوص میل هر ستاره را و گروهی دیگر تاریخ کشف آن ستاره و گروهی رده طیفی و رنگ و سایر ویژگی های ستاره را معیار قرار دادند . این تنوع تا حدی بود که برای یک ستاره گاه چندین اسم متفاوت یافت می شد و این خود کار را دشوار تر کرده بود .

انجمن ستارشناسان به منظور ایجاد وحدت ، مختصات هر ستاره بر حسب میل و بعد به همراه سال کشف آن ستاره یا سال نشر آن اطلس را به عنوان معیار در نظر گرفت .

نامگذاری ستارگان دوتایی و چندگانه

دسته وسیعی از ستارگان را ستارگان دوتایی یا چندتایی تشکیل می دهند .مولفه های یک مجموعه دوتایی یا چندتایی در صورتی که دارای فاصله قابل تشخیص از یکدیگر باشند با استفاده از اعداد و بر اساس موقعیت غربی شرقی نام گذاری میشوند . برای مثال Alpha Librae یک مجموعه دوتای با مولفه های تمیزپذیر است . مولفه غربی این مجموعه 1 Alpha- و مولفه شرقی Alpha-2 نام میگیرد . در اینگونه مجموعه ها با حرکت به شرق این اعداد نیز بالاتر خواهند رفت.

در سیستم های چندتایی (یا همان سیستم های دوتایی ) هنگامی که مولفه های مجموعه به هم خیلی نزدیک باشند درخشش مولفه ها معیار نام گذاری است به این ترتیب که ستاره ای که پرنور ترین ستاره و مولفه اصلی مجموعه است با “A” و ستاره کم نور تر با “B” نام گذای ادامه مییابد. برای مثال ستاره سیروس خود جزئی از یک مجموعه دوتایی است و ستاره همدم آن یک ستاره از نوع کوتوله سفید میباشد . به ستاره سیروس که با چشم برهنه به راحتی دیده میشود مولفه “A” و کوتوله سفید همدم آن عنوان “B” را به خود میگیرد .

نامگذاری ستارگان متغیر

نام گذاری این ستارگان را می توان بر اساس همان طرح مورد تائید انجمن ستارشناسان انجام داد اما دلایل تاریخی حاکی از آن است که این قاعده گاهی کار را بسیار دشوارتر خواهد کرد . بدین منظور برای نام گذاری دسته بزرگی از ستارگان یعنی ستارگان متغیر قاعده زیر را برمیگزینیم .

نخستین ستاره متغیر کشف شده در هر صورت فلکی چنانچه بر اساس معیار بایر و یا Flamsteed نامگداری نشده باشد با حرفR و به دنبال آن ، نام صورت فلکی خوانده میشود . برای مثال نخستین ستاره متغیر که در صورت فلکی Cetus یافت شد و بر اساس معیار بایر و Flamsteed نامگذاری نشده بود R Ceti نام گرفت .

دومین ستاره کشف شده در آن صورت فلکی نام S و سپس T و همینطور تا Z را به خود می گیرد . این قاعده 9 ستاره اول کشف شده را در هر صورت فلکی نامگذاری میکند . برای ستاره 10 ام به بعد نامRR و سپسRS و سپسRT و همینطور تا RZ سپس SS وST و همینطور تا SZ . آنقدر این ترتیب را ادامه می دهیم تا به ZZ برسیم .

این مجموعه نیز 54 ستاره متغیر را در هر صورت فلکی نامگذاری میکند . برای ادامه از AA شروع میکنیم و به همان شکل قبل تا AZ و سپس BB تا BZ . اینقدر این کار را ادامه می دهیم تا با QZ برسیم . تا انجا 334 ستاره نامگذاری شده است . برای ادامه از حرفV به همراه یک شماره که از 335 شروع می شود کار را دنبال میکینیم . برای مثال V335 , V336,…

2به نکته در این نامگذاری توجه کنید.اول اینکه QZ در این مجموعه جایی ندارد و دوما اینکه توجه کنید که هیچ گاه در این نامگذاری حرف دوم بالاتر از حرف اول (در ترتیب الفبا ) نمی باشد . یعنی هیچ گاه به عنوان مثالBA یا CB یا SR یا ... نداریم .

سیستم نامگذاری در برخی از کاتالوگ های معروف

BD numbers

این نام مشخصه کاتالوگی است که در اواسط قرن 19 توسط Bonner Durchmusterung تهیه شد .در این مجموعه نام چند صد هزار ستاره با قدر روشن تر از 10 گردآوری شده است . این کاتالوگ حاوی موقعیت این ستاره ها میباشد و فهرستی نیز بر اساس همین موقعیت در این کاتالوگ موجود می باشد . اعداد کاتالوگ بر اساس شمارش ستارگان در یک میل خاص از شمال به جنوب تعیین شده است . بنابراین BD numbers بیانگر میل به همراه یک عدد بالارونده بر اساس شمارش ستاره در این میل خاص می باشد . برای مثال BD+31o216 به معنی 216 ستاره در محدوده میل +31 و 32 + می باشد .BD محدوده میل بین +90 تا +22 را پوشش میدهد .

CD (Cordoba Durchmusterung) و CPD (Cape Photographic Durchmusterung)کار مشابهی را برای مناطق جنوبی تر انجام می دهند .

The Bright Star Catalog

ستارگان درخشان تر از قدر 6.5 با شماره ای که بر اساس افزایش بعد افزایش می یابد مشخص می شود . پیشوند HR و یا BS در جلوی این شماره نوشته می شود . برای مثال HR1099

The Henry Draper Catalog

در این کاتالوگ ستارگان درخشان تر از قدر 8.5 و کمی ضعیف تر بر اساس رنگ و رده طیفی دسته بندی و نامگذاری میشوند . برای مثال HD183143

ستارگان دوتایی در کاتالوگ ها

ستارگان دوتایی بر اساس سیستم کاتالوگی به شکل زیر نامگداری می شوند . ابتدا یک شماره و سپس نام کاشف و یا به وسیله شماره آنها در هر یک از کاتالوگ های

  • the Burnham Double Star catalog (BDS)
  • Washington Double Star catalog
  • Aitken Double Star catalog (ADS)

نامگذاری مولفه های اصلی مجموعه های دوتایی همان طور که ذکر شد بر اساس درخشندگی و با استفاده از حروف A و B و ... نیز امری متداول است .

The Guide Star Catalog

این کاتالوگ حاوی نام و موقعیت ستارگانی است که داری موقعیت بسیار مناسب و قابل آدرس دهی است . سنسور های راهبری تلسکوپ فضایی هابل بر اساس آن کار میکند و هدف اصلی تهیه این کاتالوگ نیز همین بوده است ستارگان این مجموعه ستارگان درخشانی نمی باشند و دارای قدری در حدود 13 می باشند.آسمان توسط این ستارگان به قسمت های مختلف تقسیم می شود و ستارگان در هر یک از این منطقه ها شماره گذاری منحصر به آن منظقه را دارند .

برای مثال : GSC 4068/1167

کاتالوگ های اجرام غیرستاره ای

کاتالوگ های دیگری نیز موجود می باشد که به فهرست کردن اجرام غیر ستاره ای پرداخته است که از آن جمله میتوان به :

Messier Catalog با مشخصه M

New General Catalogue of Nebulae and Star Clusters با مشخصه NGC

Index Catalog با مشخصه IC

اشاره کرد .

سخن آخر

در اینجا برخی از کاتالوگ های شاخص مورد بررسی مقدماتی قرار گرفت با این حال توجه داشته باشید که برای استفاده از هر کاتالوگ،راهنمای آن بهترین مرجع شما می باشد . برخی از کاتالوگ ها حاوی اطلاعات دیگری مانند سرعت ویژه ، رده طیفی و اطلاعات دیگر می باشد و هر کاتالوگ سیستم کدگذاری منحصر به خود را دارد که در قسمت راهنما ، توضیحات و اساس آن را در خواهید یافت .

parssky.com



تاريخ : جمعه چهاردهم اسفند 1388 | 14:20 | نویسنده : S.H |

مردمان باستان تصور مي‌كردند كه مي‌توانند خطوط اصلي چهره‌ها را در ستارگان آسمان شب پيدا كنند.   اين چهره‌ها معمولاً شكل‌هايي از قهرمانان، اساطير و خدايان افسانه‌اي، مخلوقات گوناگون و اجرامي بود‌ند كه به نظر آنها بر روی زمین اثر گذار ند. اين مفهوم عاميانه صورت فلكي است.
اما در ستاره‌شناسي نوين، لغت صورت فلكي به بخشي از آسمان اطلاق مي‌شود كه در مرحله‌ي اول اشكالي را تداعي مي‌كند كه هزارها سال پيش براي اولين بار مورد توجه انسان‌هاي باستاني قرار گرفته است.
اين مناطق بر روي كره‌ي سماوي، مانند استان‌ها يا كشورهاي مختلف بر روي نقشه‌هاي زميني هستند. در حال حاضر هر نقطه‌اي از آسمان بالاي سر ما، حتماً متعلق به يك صورت فلكي است. حد فاصل بين صورت‌‌هاي فلكي در قالب خط مستقيم بوده

ولي شكل‌ها مي‌توانند كاملاً غيرمتقارن و غيرهندسي باشند. به هر تقدير هر صورت فلكي تعدادي از ستارگان آسمان را درون محدوده‌ي خود جاي مي‌دهد.
صورت فلكي براي ايجاد راحتي و تسهيل در شناخت اجرام و پيدا كردن بخش خاصي از آسمان مفید است. از ديد ما، مي‌توان تصور كرد كه تمام ستارگان درون محدوده يك صورت فلكي از نظر فيزيكي با هم در ارتباط هستند. از آنجا كه با چشم غيرمسلح نمي‌توان عمق فضا را تشخيص داد، لذا انسان همه‌ي ستارگان را در يك صفحه و ظاهراً در يك فاصله و بسيار نزديك به هم مي‌بيند. در حقيقت هر ستاره‌اي مي‌تواند در فاصله‌ي زيادي نسبت به ديگري قرار گيرد كه اين جدايي تا حد صدها و حتي هزارها سال نوري هم مي‌رسد.
در بين تمدن‌هاي باستاني اولين فرهنگ‌هايي كه شروع به طبقه‌بندي آسمان براي نامگذاري نمودند عبارتند از بابلي‌ها، هندي‌ها، يوناني‌ها، رومي‌ها، چيني‌ها و میان قاره‌ي آمريكا. انسان‌هاي ساكن در نيمكره‌ي شمالي قادر بودند فقط ستارگان قابل ديد در اين نيمكره را شناسايي و طبقه‌بندي نمايند، زيرا ستارگان عرض‌هاي جنوبي و پايين‌تر از آن نقاط قابل رؤيت نبودند. در قرن دوم ميلادي بطلميوس ستاره‌شناس يوناني ـ‌مصري، توانست بيش از 1000 ستاره را در قالب 48 صورت فلكي در كتاب مجستي فهرست نمايد. اين صورت‌هاي فلكي كه يادمان دوران عتيق است، به نام صورت‌هاي فلكي باستاني ناميده مي‌شوند.
از قرن 16 كه اروپايي‌ها به كشف مناطق جنوبي كره‌ي زمين پرداختند، فهرست ستارگان نيمكره‌ي جنوبي براي دنياي غرب شناخته شد. اين صورت‌هاي فلكي جديد را به نام «صور فلكي نوين» مي‌نامند.
معمولاً نامگذاري صورت‌هاي فلكي باستاني بر اساس شكل آنهاست. صورت‌هاي فلكي جبار و اسد ظاهراً به شكلي است كه آنها را ناميده‌اند. تعدادي از صورت‌هاي فلكي نوين را از روي بعضي از اختراعات، نظير ميكروسكوپ و تلسكوپ نامگذاري نموده‌اند. شكل‌ها (مثلاً خطوط واصل بين ستاره‌ها) در اصل اختياري بوده و ممكن است روي نقشه‌هاي مختلف متفاوت باشند. بعضي از صورت‌هاي فلكي داراي بخش كوچكتري در درون منطقه‌اي وسيع است، مانند قسمت ملاقه يا آبگردان درون خرس بزرگ.
قبل از سال 1930 هر كسي هر قسمتي از آسمان را به طور دلخواه مي‌توانست به هر اسمي بنامد و در نتيجه هيچ گونه مرز تعريف شده‌اي در اطراف صور فلكي وجود نداشت. لذا براي رفع شبهه و ايجاد يگانگي، ستاره‌شناسان جهان در سال 1930 تصميم گرفتند كه نام‌هاي خاصي (به زبان لاتين) به همراه مرزي مشخص براي كليه‌ي صورت‌هاي فلكي انتخاب كنند. اين همان حدود و اسم‌هايي است كه امروزه در سطح جهاني پذيرفته شده است.
در زير نام صورت‌هاي فلكي آورده شده است :

 

 

 

ردیف نام صورت فلکی علامت لاتین نام لاتین بهترین زمان مشاهده در آسمان
1 آندرومدا، شاهزاده، زن در زنجير، امراه المسلسله And Andromeda آبان
2 اژدها، تِنين Dra Draco تیر
3 اسب بالدار، فَرَس اعظم Peg Pegasus مهر
4 اسد، شير Leo Leo فروردین
5 اكليل شمالي، تاج شمالي، افسر شمالي CrB Corona Borealis تیر
6 برساوش، قهرمان Per Perseus دی
7 تازي‌ها، سگ‌هاي شكاري CVn  Canes Venatici اردیبهشت
8 تكشاخ Mon Monoceros اسفند
9 ثور، گاو Tau Taurus دی
10 جام، پياله، باطیه، معلف Crt Crater اردیبهشت
11 غراب، كلاغ، زاغ Crv Corvus اردیبهشت
12 جبار، شكارچي Ori Orion بهمن
13 جَدي، بز دريايي، بزغاله، بز ماهی Cap Capricornus شهریور
14 جوزا، دو پيكر Gem Gemini اسفند
15 حَمَل، بره، گوسفند Ari Aries آذر
16 حوا، مارافساي، حامل مار Oph Ophiuchus مرداد
17 حوت، ماهي Psc Pisces آبان
18 حوت جنوبي، ماهي جنوبي PsA Piscis Austrinus مهر
19 خرگوش، اَرنَب Lep Lepus بهمن
20 دب اصغر، خرس كوچك UMi Usra minor تیر
21 دب اكبر، خرس بزرگ UMa Usra major فروردین
22 دجاجه، قو Cyg Cygnus قو
23 دلفين Del Delphinus شهریور
24 دلو، ريزنده آب Aqr Aquarius مهر
25 ذات الكرسي، ملكه، خداوند كرسي Cas Cassiopeia آبان
26 روباه، روباهك Vul Vulpecula شهریور
27 زرافه، شترگاوپلنگ Cam Camelopardus بهمن
28 سپر Sct Scutum مرداد
29 سرطان، خرچنگ Cnc Cancer اسفند
30 سكستان، ذات السدس، سكستانت Sex Sextans فروردین
31 سنبله، دوشيزه Vir Virgo خرداد
32 سوسمار، مارمولك، بزمجه Lac Lacerta مهر
33 سهم، تير، پيكان Sga Sagitta شهریور
34 سياهگوش Lyn Lynx اسفند
35 شلياق، چنگ رومي Lyr Lyra مرداد
36 شيركوچك، اسد اصغر LMi Leo minor فروردین
37 عقاب Aql Aquila شهریور
38 عقرب، كژدم Sco Scorpius تیر
39 عوا، گاوران Boo Bootes خرداد
40 قطعه الفرس، اسب كوچك، پاره اسب، پوني Equ Equuleus شهریور
41 قوس، كماندار، نيم اسب Sgr Sagittarius مرداد
42 قيطس، هيولاي دريايي، نهنگ Cet Cetus آذر
43 قيفاووس، سلطان Cep Cepheus مهر
44 كلب اصغر، سگ كوچك CMi Canis minor اسفند
45  كلب اكبر، سگ بزرگ CMa Canis major بهمن
46 كوره، تنور For   آذر
47 گيسوي برنيكه، موي برنيكه Com Coma Berenices اردیبهشت
48 مار، سر مار، دم مار Ser Serpens تیر و مرداد
49 مار آبي، مار دريايي، شجاع Hya Hydra فروردین
50 مثلث Tri Triangulum آذر
51 ممسك العنان، ارابه ران، عنان دار Aur Auriga دی
52 ميزان، ترازو Lib Libra خرداد
53 نهر، جوي، رودخانه فلكي Eri Eridanus دی
54 هركول، جاثي، پهلوان، بر زانو نشسته Her Hercules مرداد

 

صورت‌هاي فلكي نيم‌كره‌ي جنوبي :
این صورتهای فلکی در جنوب میل منهای 30 درجه واقعند، لذا عمدتا از عرضهای جنوبی قابل مشاهده می باشند. در ایران هم تعدادی از آنها را در عرض های پایینتر می توان دید.

 

ردیف نام صورت فلکی  نام لاتین
1  آب مار، نر مار Hydrus
2  آپوس، پرنده بهشتي Apus
3 اِسكنه، قلك سنگتراشي Caelum
4 اكليل جنوبي، تاج جنوبي Corona Australis
5 پرگار، قطب نما Circnus
6 تلسكوپ Telescopium
7 تير حمال، شاه تخته Carina
8 ثُمن، اكتان، هشتك Octans
9 چليپا، صليب جنوبي Crux
10 حجار، سنگتراش Sculptor
11 حربا، آفتاب پرست Chamaeleon
12 حمامه، كبوتر Columba
13 خط كش، گونيا، تراز Norma
14 درنا Grus
15 ساعت Horlogium
16 سبع، گرگ Lupus
17 شبكه، تور Reticulum
18 شراع، بادبان Vela
19 طاووس Pavo
20 طوغان، توكان Tucana
21 عنقا، ققنوس، سيمرغ Phoenix
22 قطب نما Pyxis
23 قِنطورس، ظليم Centaurus
24 كشتيدم Puppis
25 كوه ميز، ميز صحرايي Mensa
26 ماهي پرنده Volans
27 ماهي زرين، طلاماهي Dorado
28 مثلث جنوبي Triangulum Australe
29 مجمره، آتشدان، عودسوز Ara
30 مِفرغه الهوا، تلمبه بادي Antlia
31 مگس Musca
32 ميكروسكوپ Microscopium
33 نقاش Pictor
34 هندي Indus

 

پيدا کردن صورتهای فلکی در آسمان
فکر کنم علاقه مند شدید که این صورتهای فلکی را در آسمان پیدا کنید. برای این کار ابتدا باید یک نقشه آسمان شب را تهیه کنید که این صورتهای فلکی در آنها مشخص شده باشند. و سپس با استفاده از نقشه و دوربین دو چشمی یا تلسکوپ می توانید ستاره های تشکیل دهنده این صورتهای فلکی را رصد کنید. البته اگر آسمان محل سکونتتان صاف باشد و آلودگی نوری نداشته باشد می توانید با چشمان غیرمسلح نیز به شکار این اجرام آسمانی بروید.



تاريخ : جمعه چهاردهم اسفند 1388 | 14:18 | نویسنده : S.H |

 تصویر سحابی که با اشعه ایکس تصویر برداری شده  و حدود 150 سال نوری وسعت دارد را میبینید. در مرکز یک ستاره تپنده جوان و قوی بنام دیده می شود.یک تپنده چقدر بزرگ است؟ درواقع  فقط 19 کیلومتر قطر دارد. یک تپنده کوچک و بسیار چگال در واقع یک ستاره نیوترونی است که با سرعت بدورخود می چرخد و انرژی را به محیط اطراف خود پخش می کند تا ساختار های پیچیده و فریفته بشمول این تصویر را که گویا یک دست بزرگ کیهانی است، شکل دهد. در این تصویر، ضعیف ترین اشعه ایکس دیده شده تسوط تلسکوپ فضایی چاندارا به رنگ سرخ، با انرژی متوسط به رنگ سبز و پر انرژی ترین اشعه ها به رنگ آبی دیده شده. اخترشناسان فکر می کنند که B1509 حدود 1700 سال عمر داشته و حدود 17 هزار سال دور از ما قرار دارد.

یک ستاره نیوترونی زمانی بوجود می آید که ستاره سنگین و بزرگ مواد سوخت خود را تمام نموده و بر سر هسته خود سقوط می کند. B1509 حدود 7 بار در ثانیه بدور خود می چرخد و به محیط اطراف خود انرژی را با میزان حیرت انگیز پخش می کند و گمان میرود که میدان مقناطیسی آن حدود 15 تریلیون بار قوی تر از میدان مقناطیسی زمین باشد. تپنده ها و ستاره های نیوترونی قویترین میدان های مغناطیسی را دارند.

ترکیب چرخش سریع و میدان مغناطیسی بی نهایت قوی، تپنده B1509 را به یکی از قوی ترین جنراتور های برقی در کهکشان مبدل ساخته که باد های پر انرژی الکترون و آیون را از سطح ستاره نیوترونی به بیرون پخش می کند. وقتی الکترون ها از میان سحابی مغناطیسی شده حرکت می کنند، انرژی خود را می تابانند و باعث می شود تا این سحابی توسط تلسکوپ فضایی چاندرا دیده شود.

در درونی ترین نقاط این تصویر، یک حلقه کم رنگ، تپنده را احاطه کرده و نقاطی را نشان می دهد که باد در اثر انبساط کند و آهسته سحابی سرعت خود را از دست می دهد. با این خصوصیت، تپنده B1509 شباهت های زیادی با سحابی مشهور خرچنگ دارد. اما سحابی B1509 پانزده بار گسترده تر از قطر سحابی خرچنگ که 10 سال نوری وسعت دارد، می باشد.

ساختار های انگشت مانند که به سوی شمال گسترده شده و رشته های پر انرژی مواد در واقع متعلق به یک ابر گازی بنام RCW 89 می باشد. انتقال انرژی از باد به آن رشته ها باعث درخشش آنها با اشعه ایکس می شود ( شکل های نارنجی و سرخ در قسمت بالای تصویر). به نظر میرسد که دما یا حرارت در این منطقه، با شکل حلقوی خود در اطراف تابش ها متفاوت باشد و این خود نشان میدهد که تپنده همانند نوک یک فنر حرکت می کند و پرتو پر انرژی خود را به دور ابر گازی RCW 89 می روبد. 

این تصویر که در قالب پروژه " 100 ساعت نجوم" که به مثابه یکی از هزاران فعالیت نجومی در سال جهانی نجوم می باشد، منتشر گردید. 

universetoday.com

ترجمه از آسمان کابل

  

m30_1

 



تاريخ : جمعه چهاردهم اسفند 1388 | 14:17 | نویسنده : S.H |

می توان گفت که بشر برای دیدن همه چیز فرصت بسیار کوتاهی دارد. ما همیشه نگران ختم دوره خوش تابستانی، تعطیلات، دوره های خوش زندگی و حتی نگران دوره بازنشستگی خود هستیم. اما همه این ها در مقایسه با دوره های کیهانی فقط یک چشم به هم زدن است. بیایید کمی وسیعتر فکر کنیم و به زمان آینده بنگریم و ببینیم که آینده برای کائنات چگونه خواهد بود. مثلأ یک میلیون، میلیارد و حتی تریلیون یا 10100 سال بعد را در نظر بگیریم. بیایید پایان همه چیز را تصور کنیم. 
 

پایان بشریت – 10 هزار سال دیگر

انسان امروزی حدود 200 هزار سال قبل در افریقا بوجود آمده و از همان زمان به هر گوشه از جهان پراکنده شده اما این دروه موقتی و زود گذر است. اکثر گونه های حیاتی که در زمین بوجود آمده بودند، حالا نابود شده اند. اگر تصور کنیم که بشر می تواند از دست چنین سرنوشت فرار کند، خیلی متکبرانه به نظر میرسد، زیرا همانند هر موجود زنده در زمین، حیات ما هم محدود است و زمانی به آخر میرسد. اما این حیات چقدر دوام خواهد داشت؟

 در قدم اول خیلی از بلا ها و مصیبت های ساخته انسان و طبیعی وجود دارد که میتواند اثری از انسان در روی زمین نگذارند. این مصیبت ها از برخورد یک سیارک تا بیماری های فراگیری خطرناک را شامل میشود؛ به گونه مثال گرمایش زمین، انفجار یک ابرنواختر در نزدیکی منظومه شمسی و... هزاران روش دیگر برای نابودی انسان وجود دارد. در واقع این سناریو ها به معنی انقراض گونه های زنده تصور می شود، همانند برخورد سیارک با زمین در 65 میلیون سال قبل که باعث نابودی دایناسور ها شد و یا دوره "نابودی عظیم" در 251 میلیون سال قبل که 70 درصد موجودات زنده در خشکی و 96 درصد موجودات آبی را نابود ساخت.

 به احتمال زیاد آن وقت، گونه های دیگری از (کیک های هوشمند و موش ها) زنده می شوند و هم نشین غار ما خواهند بود و یا شاید هم انسان تا آن وقت روبوت های هوشمندی را جایگزین خود بسازد.

 خلاصه کلام، یک گونه زنده می تواند ده ها یا صد ها هزار و یا حتی میلیون ها سال زنده بماند. پس چگونه می توانیم پیش بینی کنیم که پایان عمر بشر چند سال بعد خواهد بود؟

 البته راهی برای معلوم کردن آن وجود ندارد، ولی یک محاسبه می تواند در این امر به ما کمک کند. این محاسبه بنام دلیل روز رستاخیر یاد می شود که در سال 1983 توسط متخصص فیزیک نجومی بنام براندون کارتر ترتیب شده است. بر اساس محاسبه کارتر اگر تصور کنید، نیمی از انسان های که باید به دنیا می آمدند و زندگی می کردند قبلأ آمدند و رفتند شمار آنها تقریبأ به 60 میلیارد انسان می رسد. اگر فرض کنیم که 60 میلیون دیگر هم باید به دنیا بیاییند و زندگی کنند در آنصورت فقط 90 هزار سال دیگر باقی خواهند ماند. اما دقیق تر بگویم که 95 درصد احتمال دارد که بشر تا 11 هزار سال دیگر کاملأ نابود شود.

 محاسبات دیگری هم وجود دارند که با اندک تفاوت یعنی از چند هزار سال گرفته تا چند میلیون سال همین سرنوشت را برای بشر پیش بینی می کنند.

 البته برای ما انسان ها این مدت زمان خیلی طولانی است، ولی نه آنقدر طولانی که آینده کائنات را درک کنیم و حس نماییم.

 پایان حیات – 500 میلیون یا 5 میلیارد سال دیگر

همه فکر میکنیم خورشید انرژی بخش ماست و بدون آن هیچ حیاتی در زمین وجود نمی داشت. اما جالب این است که همین خورشید حیات بخش در نهایت حیات روی زمین را نابود می سازد.

می پرسید چرا؟ خوب بخاطر اینکه خورشید به تدریج داغتر و داغتر می شود.

 یکی از جذاب ترین کتاب ها در این باره " زندگی و مرگ سیاره زمین" نوشته پیتر وارد و دونالد برونلی است. آنها در کتاب خود، به خوبی شرح داده اند که چگونه تولید انرژی خورشید به تدریج افزایش می یابد و در حدود 500 میلیون سال بعد دما در سطح زمین به حدی بالا میرود که به یک صحرای بزرگ مبدل می شود. بزرگترین جانوران هم نمی توانند به جز در قطب ها که نسبتأ سرد تر اند در دیگر جا ها زندگی کنند.

 طی یک دو میلیارد سال بعد تکامل سیر نزولی را در پیش میگیرد. بزرگترین موجودات زنده و حیوانات کم مقاومت در برابر گرما می میرند و جز حشرات پرطاقت و باکتری ها، کسی در زمین وجود نخواهد داشت. در نتیجه سطح زمین چنان داغ می شود که اقیانوس ها به جوش می آیند و بخار می شوند و در برابر گرمای کشنده جایی برای پنهان شدن وجود نخواهد داشت. تنها موجوداتی که از میلیارد ها سال بدینسو در اعماق زمین زندگی می کنند، زنده خواهند ماند.

 پایان زمین – 7.5 میلیارد سال

چنانچه در بالا یاد آور شدیم، ما به لطف خوش خورشید زنده هستیم، اما از آنجائیکه این خورشید نیرو بخش به تدریج می میرد بنائأ سیاره زمین را نیز با خود به نحوی نابود می کند.

 حدود 5 میلیارد سال بعد از حالا، خورشید به مرحله نهایی زندگی خود میرسد؛ یعنی آخرین منبع سوخت هیدروژنی اش تمام می شود. در این مرحله خورشید توان مقابله با گرانش را نداشته و بر سر خود سقوط می و مقدار بسیار کم هیدروژن در یک پوسته بدور هسته خورشید باقی میماند. سپس به یک غول سرخ تبدیل می شود و سیاره های درونی (عطارد، زهره و حتی زمین) را می بلعد....

 البته در مورد اینکه خورشید که به یک ستاره غول سرخ مبدل شده زمین را هم می سوزاند یا نه اختلاف نظر های زیادی وجود دارد. در بعضی از طرح ها تغییر در چگالی خورشید به علت انبساط آن باعث می گردد تا زمین از خورشید دور شود و در نتیجه از دسترس نابودی خورشید دور بماند. در یک طرح دیگر پوسته بیرونی خورشید که حالا به صورت یک حباب شده، زمین را می پوشاند. در این مرحله اصطکاک بیشتر سرعت زمین را کند ساخته و باعث می گردد تا با چرخش به درون خورشید سقوط کند.

 خوب پی آمد این سناریو هر طوری که باشد، اما با قاطعیت می توان گفت که در پنج میلیارد سال بعد از امروز زمین کاملأ سوخته و زغال می گردد و در اخیر نابود میشود.

 

پایان خورشید – 7.5 میلیارد تا 1 تریلیون سال

 وقتی خورشید به یک غول سرخ مبدل شد، این مرحله فقط آغاز پایان عمر اوست. با تمام شدن هیدروژن خورشید به مصرف هیلیوم رو می آورد و سپس به کاربن و در نهایت به مصرف اکسیژن. در این مرحله خورشید ما دیگر گرانش لازم را ندارد تا پروسه همجوشی را اامه دهد. آنگاه خاموش شده و به بیرون پخش می شود تا یک سحابهی سیاره نما را تشکیل دهد؛ درست همانند سحابی حلقه که در آسمان شب دیده می شود.

 هسته آن عمر خود را بصورت یک کوتوله سفید ادامه می دهد. (کوتوله سفید در واقع هسته یک ستاره نابود شده است که انرژی لازم را برای همجوشی در هسته خود ندارد و نه آنقدر داغ اند که به حد یک ستاره بدرخشند و نه آنقدر سرد که به یک سیاره مبدل شود) البته کوتوله سفید مقدار زیاد جرم خود را حفظ نموده، ولی قطر آن بزرگتر از زمین نخواهد بود. خورشیدی داغ که زمانی در هسته خود گرما تولید می کرد به تدریج سرد می شود و در نتیجه حرارت یا دمای آن با دمای فضا یکسان می شود و از حالت کوتوله سفید به تدریج به یک کوتوله سیاه سرد تبدیل می شود و به صورت یک تکه مواد در فضای تاریک حرکت می کند.

 حتی کهنه ترین کوتوله سفید چند هزار درجه کلووین حرارت دارد و کائنات هم تا هنوز آنقدر عمر نکرده تا شاهد پیدایش یک کوتوله سیاه باشد. ولی اگر عمر خورشید را یک میلیارد سال یا بیشتر از آن در نظر بگیریم، بلاخره روزی به یک کوتوله سیاه تبدیل می شود.

 پایان منظومه شمسی

 بعد از میلیارد ها سال حتی اگر خورشید هم بمیرد، بعضی از ستاره ها هنوز باقی میمانند. شاید زمین هم نابود نشده باشد، اما مشتری و زحل و دیگر سیارات بیرونی، ساکنین کمر بند کویپر برای دوره های طولانی در مدار خود باقی میمانند.

 بر اساس یک تحقیق تازه نشر شده در مجله ساینس، اخترشناسان یک صفحه از مواد فلزی را کشف نمودند که بدور یک کوتوله سفید در گردش است. به دنبال این کشف، پژوهشگران آن را شبیه سازی نمودند و سیارات فرضی را بدور یک ستاره در حال مرگ چیدند و دیدند که مرگ ستاره بر ثبات و نظم منظومه ستاره ای خرابی شدیدی ایجاد نمود. تغییرات در جرم یک ستاره باعث می شود تا سیارات با هم برخورد کنند و مدار شان تغییر کند و در نتیجه شماری از سیارات به سوی ستاره مادر سقوط نموده و تعداد دیگر به فضای بین ستاره ای پرتاب می شوند.

 وقتی این همه فعل و انفعالات گرانشی تمام شد تنها چیزی که از منظومه شمسی ما باقی میماند هماند کوته سفید و صفحه شکسته سیاره ی در اطراف اش که با سرعت در گردش است. باقی هر چه که بود در فضای بین ستاره ای ناپدید می شود.

  پایان کیهان شناسی – 3 تریلیون سال بعد از اکنون

 کائنات همانند یک ماشین زمان طبیعی عمل می کند. از آنجائیکه نور همیشه در حرکت است، می توانیم به اجرام دور نگاه کنیم و ببینیم که در گذشته این اجرام چگونه بوده اند. اگر به دور ترین نقطه مرئی کائنات بنگرید نوری را می بینید که میلیارد ها سال قبل یعنی فقط چند لحظه بعد از انفجار بزرگ یا بیگ بنگ تابیده است.

 البته این مسئله قابل استفاده است ولی یک مشکل وجود دارد. نیروی مرموز انرژی تاریک که باعث انبساط کائنات می شود کهکشان های دور را هرچه سریعتر از ما دور می سازد. در نهایت این کهکشان ها از افق دید ما هم گذشته و به نظر میرسند که سریعتر از سرعت نور از ما دور می شوند. در این مرحله نوری این کهکشان ها به ما نمی رسند. هر کهکشانی که از افق دید ما عبور کند از نظر ناپدید می شود و روزی همه کهکشان ها از نظر ناپدید می شوند.

 بر اساس یک تحقیق تازه توسط لورنس کراوس و روبرت شیرر، اگر در 3 تریلیون سال بعد از امروز اخترشناسی به آسمان شب نگاه کند، به جز از کهکشان خود دیگر چیزی را در آسمان نخواهد دید.

 این انبساط در حال سرعت، پیامد دیگری هم دارد. تابش پس زمینه کیهانی که برای کشف شواهد انفجار بزرگ یا بینگ بنگ توسط کیهان شناسان بکار می رود، محو می گردد. نه تنها این اتفاق بلکه فراوانی مواد کیمیاوی (شیمی) که با مقدار گفته شده در نظریه بیگ بنگ برابر است، توسط نسل های بعدی ستاره ها پنهان می شود.

 در نتیجه، سه تریلیون سال بعد از امروز، هیچ اثری از بیگ بنگ باقی نمی ماند. هیچ نشانه ای برای کیهانشاسان آینده وجود نخواهد داشت تا بفهمند که کائنات از یک نقطه آغاز شده و به تدریج انبساط نموده است. کائنات در نظر آنها ایستا و بدون تغییر خواهد بود.

 پایان راه شیری

برخورد کهکشان. تنها کاری که باید کرد با استفاده از یک تلسکوپ به آسمان نگاه کنید و سرنوشت کهکشان خودمان را ببینید. در تمام جهت ها می توانیم تعامل و برخورد میان گرانش کهکشان های مختلف را ببینیم. در قدم اول رویارویی دو کهکشان بسیار شدید و سخت است؛ یعنی کهکشان ها از هم دریده شده و مواد خود را پخش می کنند و در نتیجه نوار یا دریف عظیمی از ستاره ها را تشکیل می دهند. سیاه چاله بسیار بزرگ ساکت آن در مرکز از نو زنده شده و به صورت هسته کهکشانی با خوردن مواد جدید در اطراف خود فعالیت می کند.

 کهکشان اندرومدا که قرار است دو میلیارد سال بعد با کهکشان راه شیری برخورد کند به سوی ما در حرکت است. هر دو کهکشان با هم برخورد می کنند و بعد از هم جدا می شوند. باز با هم برخورد می کنند و باز... تا اینکه یک کهکشان بزرگ بنام راه شیری اندرومدا (Melkomedia) را تشکیل دهند. سیاه چاله هر دو به دور هم در گردش می باشند و در نهایت با هم یکجا می شوند و یک سیاه چاله بسیار بزرگ را می سازند.

 موقعیت ما (منظومه شمسی) هم در کهکشان تغییر می کند؛ به احتمال زیاد ما به قسمت های بیرونی هاله کهکشان کوچ می کنیم و فاصله مان تا مرکز کهکشان حدود 100 هزار سال نوری خواهد بود. از آنجائیکه خورشید ما هنوز هم زنده خواهد بود، شاید بعضی از گونه های حیات در زمین زنده باشند و این رویداد را متوجه شوند.

 پروسه کامل برخورد و یکجا شدن هر دو کهکشان حدود 7 میلیارد سال را در بر می گیرد.

اما این هم پایان کهکشان ما نیست، بلکه بصورت یک جزیره تنها همراه با ستاره ها بدور مرکز اش در فضا در گردش می باشد. طی یک مدت طولانی یعنی حدود 1019 تا 1020 سال بعد کهکشان ما میمیرد و ستاره های باقیمانده آن به فضای بین کهکشانی پراکنده می شوند.



تاريخ : جمعه چهاردهم اسفند 1388 | 14:15 | نویسنده : S.H |

برای شروع کار ابتدا نرم افزار AppServ 2.5.10 را دانلود کرده و آن را اجرا نمایید. دو مرحلۀ اول را پشت سر بگذارید و در مرحلۀ سوم مسیر نصب را مشخص نمایید و بر روی Next کلید کنید. در این قسمت همه گزینه ها باید تیک خورده باشد، بنابراین آن ها را به صورت پیش فرض رها کنید و به مرحلۀ بعد بروید. در این مرحله باید برای وب سرور خود نام و ایمیلی در نظر بگیرید:
 
webserver3(8)
بعد از پر کردن فیلد های بالا به مرحلۀ بعد بروید. در این مرحله باید برای نام کاربری MySQL، پسوردی در نظر بگیرید:
webserver3(9)

توجه داشته باشید که نرم افزار AppServ نام کاربری پیش فرضی به نام root برای اتصال به MySQL می سازد که پسوردی که در اینجا وارد می کنید برای آن نام کاربری در نظر گرفته خواهد شد.
بعد از نصب AppServ، مرورگر خود را باز کرده و آدرس http://localhost را وارد کنید. با وارد کردن عبارت localhost در صورتی که نصب با موفقیت انجام شده باشد، صفحۀ زیر نمایش داده خواهد شد.

webserver3(1)

برای نصب مامبو نیاز به ساخت یک دیتابیس داریم. به این منظور از صفحه باز شده بر روی اولین لینک یعنی phpMyAdmin … کلیک کنید تا وارد phpMyAdmin شوید. با کلیک بر روی این قسمت از شما نام کاربری و پسورد برای ورود درخواست خواهد شد. برای نام کاربری از عبارت root و برای پسورد، از پسوردی که در زمان نصب AppServ وارد کرده اید، استفاده کنید. قابل ذکر است که phpMyAdmin نرم افزاری است که به وسیله آن می توانید دیتابیس خود را مدیریت کنید. کار هایی مانند ساخت دیتابیس، حذف آن، اجرای Query، پشتیبان گیری و کلیه امور مربوط به دیتابیس در این قسمت قابل انجام است. همچنین در صورتی که با زبان انگلیسی مشکل دارید، می توانید از قسمت Language نوع زبان آن را بر روی Persian قرار دهید.
 
webserver3(2)

در قسمت ساخت پایگاه دادۀ جدید یک نام برای دیتابیس خود وارد کنید و بر روی دکمه ساختن کلیک نمایید. به طور مثال من در اینجا دیتابیسی با نام irpcndb ایجاد می کنم. بعد از ساخت دیتابیس، دیگر کاری با phpMyAdmin نداریم.
به مسیری که نرم افزار AppServ را نصب کرده اید بروید، در فولدر این نرم افزار (فولدر AppServ) فولدر دیگری به نام www وجود دارد که در واقع این فولدر مسیر اجرای سایت در آدرس http://localhost می باشد. بنابراین در این فولدر، فولدر جدیدی به نام mambo یا هر نام دیگری که تمایل دارید ایجاد نمایید و سپس بستۀ مامبو را از اینجا دانلود کرده و آن را در فولدری که ساختید Extract نمایید.
حال مسیری را که فایل ها در آن Extract شده است را در مرورگر وارد کنید. مطابق آدرس زیر:
http://localhost/mambo
با وارد کردن این آدرس به محیط نصب سیستم مامبو هدایت خواهید شد، برای راحتی کار نیز قسمت installation language را بر روی persian utf-8 قرار دهید تا زبان آن فارسی شود:
 
webserver3(3)

حال 2 بار بر روی دکمۀ بعد کلیک کرده تا وارد مرحلۀ زیر شوید:
 
webserver3(4)

فیلد های در نظر گرفته شده را مطابق زیر پر کنید:

نام هاست: localhost
نام کاربری
root : MySQL
کلمۀ عبور MySQL: کلمۀ عبور نام کاربری root
نام بانک اطلاعاتی irpcndb : MySQL
بعد از وارد کردن اطلاعات خواسته شده بر روی دکمۀ بعد کلیک کنید. در صورتی که اطلاعات لازم را درست وارد کرده باشید وارد قسمت زیر خواهید شد:
 
webserver3(5)

در این قسمت نیز نام سایت خود را وارد کرده و به مرحلۀ بعد بروید:
 
webserver3(6)

در این مرحله همانطور که واضح است باید آدرس ایمیل خود و همچنین کلمۀ عبوری که برای ورود به قسمت مدیریت سایت لازم است را وارد کنید. بعد از وارد کردن این دو مورد سایر پارامتر ها را به حالت خود رها کنید و به مرحلۀ بعد بروید. در این مرحله که مرحلۀ آخر است نام کاربری و کلمۀ عبوری که در نظر گرفته اید به شما نشان داده خواهد شد. قبل از هر کاری ابتدا فولدر Installation را که در فولدر mambo قرار دارد را حذف نمایید، سپس می توانید از طریق دو دکمه ای که در بالای صفحه وجود دارد، به بخش کاربری یا مدیریت وارد شوید.
خوب تا اینجا فقط مراحل نصب مامبو آموزش داده شد اما اگر توجه کرده باشید در حال حاضر آدرس سایت شما به صورت http://localhost/mambo خواهد بود که در صورت اتصال دامنه که چگونگی انجام آن در مقاله "نحوۀ اتصال یک دامنه به وب سرور خانگی و شخصی" گفته شد، آدرس سایت شما به صورت http://sitename.com/mambo در خواهد آمد. اما بسیاری از افراد ترجیح می دهند سایتشان در فولدر خاصی نباشد و با آدرس http://sitename.com لود شود. در صورتی می خواهید سایتتان از root اجرا شود مراحل زیر را دنبال کنید:

به محل نصب نرم افزار AppServ رفته و سپس به مسیر AppServ\Apache2.2\conf بروید. در این مسیر فایلی با نام httpd.conf وجود دارد که تنظیمات پیکربندی آپاچی را بر عهده دارد. این فایل را توسط notepad باز کرده و خط زیر را بیابید:
DocumentRoot "e:/AppServ/www"
و آن را به شکل زیر تغییر دهید:

DocumentRoot "e:/AppServ/www/mambo"

به جای mambo باید نام فولدری را که فایل های مامبو در آن قرار دارند را بنویسید.
چند خط پایین تر عبارت:


  را بیابید و آن را به:


تغییر دهید و سپس فایل را ذخیره نمایید.

در واقع ما با این کار مسیر اجرای درخواست ها به سرور را از فولدر www به فولدر mambo منتقل کردیم. در نهایت از Start به AppServ>Service Control Server رفته و بر روی Apache Restart کلیک نمایید تا وب سرور مجددا را اندازی شود. حال اگر آدرس http://localhost یا دامنۀ خود را وارد کنید باید سایتتان به خوبی لود شود.

در اینجا تقریبا مراحل راه اندازی سایت به اتمام رسیده است. اما لازم است چند نکته را متذکر شوم:

* اگر تغییرات بالا را در فایل httpd.conf اعمال کردید، دسترسی شما به phpMyAdmin قطع خواهد شد که به این منظور می توانید فولدر phpMyAdmin را از داخل فولدر www به فولدر مامبوی خود منتقل کرده و سپس از آدرس http://localhost/phpMyAdmin به آن دسترسی پیدا کنید.

* برای امنیت بیشتر توصیه می شود طبق روشی که در مقاله "برای خودتان یک وب سرور شخصی راه اندازی نمائید" ذکر شد بر روی فولدر های phpMyAdmin و administrator (در فولدر mambo قرار دارد) پسورد بگذارید.

* ممکن است وقتی خودتان آدرس سایت را در مرورگر وارد می کنید سایتتان به خوبی لود شود اما وقتی آدرس آن به دیگران می دهید آن شخص با صفحات Forbidden یا can not display مواجه شود. این مشکل احتمالا به خاطر permission فولدر مامبوی شما ایجاد شده است که برای حل آن در صورتی که از ویندوز xp استفاده می کنید وارد my computer شده و به منوی Tools>Folder Options بروید. در پنجرۀ باز شده بر روی تب View کلیک کرده و در انتهای لیست، تیک گزینه use simple file sharing را بردارید و بر روی ok کلیک نمایید. سپس بر روی فولدر مامبوی خود کلیک راست کنید و گزینه Propertise را بزنید. در این پنجره به تب Security بروید، در قسمت بالای پنجره کاربری مطابق با نام کاربری ویندوز شما وجود دارد که باید آن را انتخاب کنید و از قسمت پایینی پنجره در ستون Allow تیک گزینۀ Read & Execute را بزنید که به همراه آن دو گزینۀ پایینی آن نیز تیک خواند خورد. مطابق شکل زیر:
 
webserver3(7)

بعد از ثبت تغییرات بر روی ok کلیک کنید و مجددا سایت خود را تست نمایید.
در ویندوز ویستا نیز برای مجوز دهی، بر روی فولدر مورد نظر کلیک راست کرده و Propertise را بزنید و به تب Security بروید، در این قسمت بر روی دکمه Edit کلیک نمایید. ادامۀ مراحل مطابق ویندوز xp می باشد.


تاريخ : سه شنبه یازدهم اسفند 1388 | 21:51 | نویسنده : S.H |